الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

106

الغدير ( فارسي )

سر خود را بدرخت كوبيد تا مغز او متلاشى گشت ، پس خداى متعال نازل فرمود : * ( وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . ) * تا آخر . و اين روايت تناقض دارد با آنچه كه قبلا ذكر شد داير باينكه نگهبانان آن جناب را در بر ميگرفتند تا هنگاميكه اين آيه نازل شد ، زيرا بسيار دور از تصور است كه با وجود نگهبانان در پيرامون جايگاه آن جناب و آويخته بودن شمشير در نزد آنحضرت ، آن عرب صحرائى هنگامى كه آن جناب با چنين وضعى استراحت فرموده بتواند بسوى آنحضرت راه بيابد ؟ ! علاوه بر اين ، قبول چنين واقعهء مستلزم اينست كه آيهء مذكوره بطور پراكنده و متفرق نازل شده باشد ، زيرا ، اين روايت تصريح دارد كه آنچه بعد از داستان آنعرب صحرائى نازل شد ، فقط اين جملهء از قول خداى تعالى بود : * ( وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ) * ، و بين اين داستان با صدر آيه * ( يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ . . . ) * اه سنخيّت و مناسبتى وجود ندارد و با چنين كيفيّتى پذيرش چنين قولى ( در سبب نزول آيه مزبور ) كه قرظى به تنهائى آن را روايت كرده دشوار و مشكل است ، و بعيد و محال نيست كه داستان آمدن عرب صحرائى از جملهء اتفاقاتى باشد كه در پيرامون نصّ غدير و نزول آيه بوجود آمده باشد و راويان ساده لوح ( بدون توجه و دقت در جهات لازم ) پنداشته باشند كه اين آيه براى خاطر موضوع اعرابى ( كه يك موضوع فرعى و اتفاقى بوده ) نازل شده است ! ! در حالتى كه سبب بزرگتر و مهمترى براى نزول آن وجود داشته و آن امر ولايت كبرى بوده ، و گرنه اين حادثه ( بفرض وقوع ) حادثه مهمّى نبوده كه براى خاطر آن آيه اى نازل گردد ؟ ! و چه بسيار نظاير اين امر اتفاق افتاده كه مورد اهميّت و توجه قرار نگرفته ، منتهى چنين اتفاقى ( بفرض وقوع و صحّت ) چون مقارن با نصّ ولايت على عليه السّلام اتفاق افتاده اشخاص بسيط و ساده لوح را بچنين وهم و پندارى افكنده است ! ! ! و طبرى از ابن جريج روايت نموده كه : پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله از قريش انديشناك بود ، چون اين آيه * ( وَالله يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ ) * نازل شد ، آنحضرت دراز كشيد و دو يا سه بار فرمود : هر كس ارادهء خوار كردن مرا نموده بيايد . و چه مانعى دارد كه